جستجو

تبلیغات



پشیمانی

    نماینده ی شهرمان در زمان تبلیغات آرام و بی موضع بود. معتدل. ایستاده بر میانه. شیوه ای که برای کسب رای مردم مفیدبود. ایشان گویا می خواهد در مجلس هم همین شیوه را ادامه دهد. موضع ها را ببنید و بر میانه بایستد تا آسیبی نبیند، غباری بر دامنش ننشیند، و اتوی لباسش نشکند. غافل از این که وقتی پای حق و حقوق مردم به میان می آید، باشجاعت و صراحت باید موضع گرفت، و پای هزینه اش هم ایستاد. خیلی بداست برای قضیه های شهر و استان ما یک نماینده از آن طرف کشور موضع بگیرد، و نماینده ی شهر خودمان صدایش درنیاید، یا آن قدر آرام و شمرده حرف بزند، که حرفش از دایره ای که اطرافش را گرفته اند، فراترنرود. خیلی بداست آدم از رایی که به نماینده اش داده به این زودی پشیمان شود.

    کتاب خانه ی مدرسه دارد کم کم چهره اش را از میان انبوه کتاب های ریز و درشت نشان می دهد. سه قفسه کتاب های کهنه و پاره یا نامناسب به لحاظ محتوا و تصویرگری را گوشه ی کتاب خانه غول کرده ام. معاون آموزشی می گوید: "نگه دار برای شب چهارشنبه سوری". مستخدم مدرسه با اندوه می گوید: "بفرست برای مدرسه هایی که کتاب ندارند". می گویم: "این ها به درد هیچ مدرسه ای نمی خورد. این ها را باید بازیافت کرد، و کتاب های تازه تولیدکرد". به مستخدم مدرسه می گویم: "غصه نخور، جا برای کتاب های تازه بازشده. کتاب های خوبی که منتظرشان هستیم".


    این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 15 مهر 1395
    منبع
    برچسب ها : کتاب ,مدرسه ,موضع ,نماینده ,مستخدم مدرسه ,کتاب خانه ,خیلی بداست ,
    پشیمانی

تبلیغات


    تبلیغات شما در این قسمت

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 7 فروردين 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر